ترجمه "allegiant" به فارسی

وفادار, صادق, هم پیمان بهترین ترجمه های "allegiant" به فارسی هستند.

allegiant adjective دستور زبان

Steadfastly loyal, especially to a monarch or government [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وفادار

    Never in my whole life did I swear allegiance to him.

    اينهمه سال من هر گز وفادار به پادشاه نبودم

  • صادق

    adjective proper
  • هم پیمان

    Or will we repeat the mistakes of the 20th century, and pledge blind allegiance, to yet another certainty?

    یا باز ما اشتباهات قرن بیستم را تکرار خواهیم کرد ، و برای وفاداری کورکورانه از قطعیتی دیگر هم پیمان خواهیم شد ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " allegiant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "allegiant" با ترجمه به فارسی

  • (قرون وسطی) وظیفه ی رعیت نسبت به ارباب · بیعت · تابعیت · تابعیت، وفاداری، تبعیت · تعهد · عهد · وفاداری · پیروی
اضافه کردن

ترجمه های "allegiant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه