ترجمه "alleviation" به فارسی

تسکین, تخفیف, کاهش بهترین ترجمه های "alleviation" به فارسی هستند.

alleviation noun دستور زبان

the act of alleviating; relief or mitigation [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسکین

    noun

    I have now news to give you, which, if it serves not to alleviate your sufferings

    حال میخواهم اخباری به تو بدهم که اگر غم و اندوه و درد و رنج ترا تسکین نبخشد

  • تخفیف

    in an attempt to alleviate her terror.

    تا بلکه ترس و وحشت همسرش را تخفیف بدهد.

  • کاهش

    noun

    They form a canopy that alleviates the impact of heavy rains.

    همچون يک ضربه گير که شدت بارانهاي سنگين را کاهش ميدهد.

  • ترجمه های کمتر

    • آرامش
    • فرونشانی
    • فرونشست
    • گسارش
    • فروکش
    • مسکن
    • منزل
    • مایه ی تسکین
    • وسیله ی تخفیف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alleviation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alleviation" با ترجمه به فارسی

  • ارام کننده · داروی ارامش · دوای تسکین · سبک کننده · مسکن · مسکن درد · مسکن موقتی
  • ارام کننده · تخفیف دهنده · مسکن · مسکن موقتی
  • مسکن · مسکن موقتی
  • آرام کردن · آسان کردن · تخفیف دادن · تسکین دادن · سبک کردن · فرونشاندن · کاستن · کاهش دادن · کم کردن · گساریدن
اضافه کردن

ترجمه های "alleviation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه