ترجمه "alleviative" به فارسی

مسکن, ارام کننده, داروی ارامش بهترین ترجمه های "alleviative" به فارسی هستند.

alleviative adjective noun دستور زبان

That alleviates pain; palliative [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسکن

    adjective
  • ارام کننده

  • داروی ارامش

  • ترجمه های کمتر

    • دوای تسکین
    • سبک کننده
    • مسکن درد
    • مسکن موقتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alleviative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alleviative" با ترجمه به فارسی

  • آرامش · تخفیف · تسکین · فرونشانی · فرونشست · فروکش · مایه ی تسکین · مسکن · منزل · وسیله ی تخفیف · کاهش · گسارش
  • ارام کننده · تخفیف دهنده · مسکن · مسکن موقتی
  • مسکن · مسکن موقتی
  • آرام کردن · آسان کردن · تخفیف دادن · تسکین دادن · سبک کردن · فرونشاندن · کاستن · کاهش دادن · کم کردن · گساریدن
اضافه کردن

ترجمه های "alleviative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه