ترجمه "allotments" به فارسی
محدودههای چرا, كرتهاي باغي بهترین ترجمه های "allotments" به فارسی هستند.
allotments
noun
Plural form of allotment. [..]
-
محدودههای چرا
-
كرتهاي باغي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allotments " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "allotments" با ترجمه به فارسی
-
اختصاص دادن · بخش کردن · تخصیص دادن · تسهیم کردن · تقسیم کردن · توزیع کردن · جورکردن · حصه کردن · در نظر گرفتن · سهم دادن · سهمیه دادن · قسمت کردن · محول کردن · معین کردن · واگذار کردن · وفق دادن
-
اعلامیه تخصیص سهام
-
دفتر اعتبارات، دفتر تقسیم اعتبار
-
(ارتش) مبلغی که به طور منظم از حقوق کسر می شود · بخش · تخصیص · تعیین · تعیین سهام · تعیین وقت · تقسیط اعتبار، تخصیص اعتبار · تقسیم · توزیع · حصه · سهم · سهمیه · قسمت · ميسقت ،شخپ · پخش
-
پرداخت
-
اختصاص دادن · بخش کردن · تخصیص دادن · تسهیم کردن · تقسیم کردن · توزیع کردن · جورکردن · حصه کردن · در نظر گرفتن · سهم دادن · سهمیه دادن · قسمت کردن · محول کردن · معین کردن · واگذار کردن · وفق دادن
-
اختصاص دادن · بخش کردن · تخصیص دادن · تسهیم کردن · تقسیم کردن · توزیع کردن · جورکردن · حصه کردن · در نظر گرفتن · سهم دادن · سهمیه دادن · قسمت کردن · محول کردن · معین کردن · واگذار کردن · وفق دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن