ترجمه "allowance" به فارسی
مقرری, جیره, هزینه بهترین ترجمه های "allowance" به فارسی هستند.
allowance
verb
noun
دستور زبان
The act of allowing, granting, conceding, or admitting; authorization; permission; sanction; tolerance. [..]
-
مقرری
The allowance I shall still most gratefully accept.
البته باز هم مقرری ماهانه شما را با تشکر فراوان قبول میکنم.
-
جیره
whether, as was rumored, the allowance of forage money to captains of companies would be doubled.
که آیا چنانکه شایع شده جیره علیق فرماندهان گروهان دو برابر شده است؟
-
هزینه
nounEverclear allows us to apply those funds elsewhere.
اورکلیر به ما کمک می کنه که اون هزینه رو جای دیگه صرف کنیم
-
ترجمه های کمتر
- اجازه
- خرج
- مستمری
- تخفیف
- بخش
- سهمیه
- تجویز
- کاهش
- رخصت
- کاستن
- کسر
- مهلت
- پذیرش
- بهره
- تخصیص دادن
- تخفیف مخصوص، مستمری، مقرری، کاهش، تجویز، فوق العاده، ارفاق
- جیره دادن
- سهمیه بندی کردن
- فوق العاده
- فوق العاده دادن
- قبول کردن
- مقرری دادن
- پول اضافی بابت چیزی
- پول توجیبی
- پول جیب ماهیانه
- کمک هزینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allowance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Allowance
-
مزایای شغلی
عباراتی شبیه به "allowance" با ترجمه به فارسی
-
اجازه دادن · اجازه ی ورود · اختصاص دادن · اذعان کردن · استنتاج کردن · امکان دادن · اندوختن · به حساب آوردن · بهره دادن · تصدیق کردن · جایز شمردن · دادن · رخصت دادن · روا داشتن · روا دانستن · روا کردن · سود دادن · قبول کردن · مجاز دانستن · مجاز کردن · معتبر دانستن · ممکن ساختن · منظور کردن · نتیجه گرفتن · ندیده گرفتن · پذیرفتن · گذاشتن
-
آر.دي.آ · جیرههای غذایی توصیهشده · دريافت غذايي توصيهشده
-
اندوخته ذخیره مصرف استهلاک سرمایه
-
مقرری خانواده
-
حق تاهل، فوق العادهتاهل
-
تخفیف اعطایی
-
اندوخته زیان وام
-
ذخیره استهلاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن