ترجمه "alluring" به فارسی
جذاب, اغواکننده, افسونگر بهترین ترجمه های "alluring" به فارسی هستند.
alluring
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of allure. [..]
-
جذاب
adjectiveHe, too, was beautiful and alluring to her.
او هم کلاید را زیبا و جذاب مییافت.
-
اغواکننده
-
افسونگر
-
ترجمه های کمتر
- تطمیع کننده
- فریبا
- فریبنده
- هوس انگیز
- وسوسه انگیز
- گیرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alluring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alluring" با ترجمه به فارسی
-
اغوا · تطمیع · دام · فریب · کشش
-
اغوا کردن · افسون · به دام انداختن · به طمع انداختن · به هوس انداختن · تحریص کردن · تطمیع کردن · جاذبه · جذبه · جلب کردن · شیفتگی · فریبایی · فریفتن · مجذوب کردن · مفتون کردن · وسوسه کردن · کشش · گیرایی
-
به دام افتاد · به دام انداخت · به طمع افتاد
-
اغوا · تطمیع · دام · فریب · کشش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن