ترجمه "allurement" به فارسی
فریب, اغوا, تطمیع بهترین ترجمه های "allurement" به فارسی هستند.
allurement
noun
دستور زبان
attractiveness, allure or charisma [..]
-
فریب
verb nounYet once at the Cranstons', despite the keen allurement of Sondra
اما در خانه کرنستن هم با آنکه سوندرا بسیار دل فریب مینمود.
-
اغوا
noun -
تطمیع
-
ترجمه های کمتر
- کشش
- دام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allurement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "allurement" با ترجمه به فارسی
-
اغوا کردن · افسون · به دام انداختن · به طمع انداختن · به هوس انداختن · تحریص کردن · تطمیع کردن · جاذبه · جذبه · جلب کردن · شیفتگی · فریبایی · فریفتن · مجذوب کردن · مفتون کردن · وسوسه کردن · کشش · گیرایی
-
اغواکننده · افسونگر · تطمیع کننده · جذاب · فریبا · فریبنده · هوس انگیز · وسوسه انگیز · گیرا
-
به دام افتاد · به دام انداخت · به طمع افتاد
-
اغوا کردن · افسون · به دام انداختن · به طمع انداختن · به هوس انداختن · تحریص کردن · تطمیع کردن · جاذبه · جذبه · جلب کردن · شیفتگی · فریبایی · فریفتن · مجذوب کردن · مفتون کردن · وسوسه کردن · کشش · گیرایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن