ترجمه "allusion" به فارسی

تلمیح, کنایه, اشاره بهترین ترجمه های "allusion" به فارسی هستند.

allusion noun دستور زبان

An indirect reference; a hint; a reference to something supposed to be known, but not explicitly mentioned; a covert indication. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلمیح

    indirect reference, hint [..]

  • کنایه

    noun

    That last word doubtless contained an allusion to some scene that had taken place between them.

    بدون شک این کلمه آخر کنایه از یکنوع رابطهای بود که بین آنها سابقه داشت.

  • اشاره

    noun

    Any allusion to that old wretch of a G caused him to fall into a singular preoccupation.

    هر اندک اشاره که به این ژ، پیرمرد جانی میشد او را در قلق غریبی میانداخت.

  • ترجمه های کمتر

    • تلویح
    • گریز
    • رمز
    • ایما و اشاره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " allusion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "allusion" با ترجمه به فارسی

  • بطوراشاره
  • اشارتی · اشاره ای · اشاره دار · اشاره کننده · تلمیح آمیز · تلمیحی · تلویحی · دارای ایما و اشاره · رمزی · وابسته به ایما و اشاره · کنایه دار
اضافه کردن

ترجمه های "allusion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه