ترجمه "alluvial" به فارسی

آبرفتی, رسوبی, آبرفت بهترین ترجمه های "alluvial" به فارسی هستند.

alluvial adjective noun دستور زبان

Pertaining to the soil deposited by a stream. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبرفتی

    The eastern frontier was at first an alluvial plain called Mesopotamia

    قسمت غربی این متوازیالاضلاع یک دشت آبرفتی است که اول. به نام بینالنهرین معروف بود.

  • رسوبی

    The original diamonds from the banks of the Vaal are alluvial

    الماسهای اصیل متعلق به سواحل رودخانه وال از نوع رسوبی هستند

  • آبرفت

  • ترجمه های کمتر

    • ته نشستی
    • ته نشین شده
    • ته نشینی
    • وابسته به ته نشین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alluvial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alluvial" با ترجمه به فارسی

  • مخروط افکنه · پنجه ی آبرفتی (توده ی آبرفتی کم شیب که در جاهایی که رودخانه کم کم آهسته می شود تشکیل می گردد)
  • خاکهای آبرفتی
  • رسوب
  • ته نشینی · درزگیری
  • دشت آبرفتی
  • رسوب
  • مخروط آبرفتی (توده ی آبرفتی سراشیب و قیفی شکل که در جاهایی که جریان رود ناگهان آهسته می شود تشکیل می گردد)
اضافه کردن

ترجمه های "alluvial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه