ترجمه "alluviation" به فارسی
درزگیری, ته نشینی بهترین ترجمه های "alluviation" به فارسی هستند.
alluviation
noun
دستور زبان
The deposition of alluvium (sediment) by a river [..]
-
درزگیری
noun -
ته نشینی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alluviation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alluviation" با ترجمه به فارسی
-
مخروط افکنه · پنجه ی آبرفتی (توده ی آبرفتی کم شیب که در جاهایی که رودخانه کم کم آهسته می شود تشکیل می گردد)
-
خاکهای آبرفتی
-
رسوب
-
دشت آبرفتی
-
رسوب
-
آبرفت · آبرفتی · ته نشستی · ته نشین شده · ته نشینی · رسوبی · وابسته به ته نشین
-
مخروط آبرفتی (توده ی آبرفتی سراشیب و قیفی شکل که در جاهایی که جریان رود ناگهان آهسته می شود تشکیل می گردد)
-
آبرفت · آبرفتی · ته نشستی · ته نشین شده · ته نشینی · رسوبی · وابسته به ته نشین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن