ترجمه "alluvium" به فارسی
آبرفت, رسوب, ته نشین بهترین ترجمه های "alluvium" به فارسی هستند.
alluvium
noun
دستور زبان
soil, clay, silt or gravel deposited by flowing water, as it slows, in a river bed, delta, estuary or flood plain [..]
-
آبرفت
deposited material
-
رسوب
nounThis gigantic heap, the alluvium of the revolt, figured to the mind an Ossa on Pelion of all revolutions;
این توده غولآسا، این رسوب طغیان در ذهن آدمی، یک اوسا بر پلیون همه انقلابات تصویر میکرد؛
-
ته نشین
-
ترجمه های کمتر
- زمین رسوبی
- شن رسوبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alluvium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "alluvium"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن