ترجمه "alternatively" به فارسی

متناوبا, در عوض;از طرف دیگر, نوبه بنوبه بهترین ترجمه های "alternatively" به فارسی هستند.

alternatively adverb دستور زبان

(conjunctive) Used to link a pair of possibilities [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متناوبا

    Christophe passed in review the audience and the music alternately:

    کریستف متناوبا مردم و آثاری را که نواخته میشد به نظر میآورد:

  • در عوض;از طرف دیگر

  • نوبه بنوبه

  • یک درمیان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alternatively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alternatively" با ترجمه به فارسی

  • (برق) دارای جریان متناوب بودن · (در تیم های ورزشی) رزرو · (ریاضی) شق · (گیاه شناسی) یک در میان · به عنوان علی البدل یا جانشین عمل کردن · تناوب · تناوبی · تناوبی کردن · جانشین · جایگزینه · دیگر · علی البدل · قائم مقام · قائم مقام، علی البدل، متناوب، عوض و بدل · متبادل · متقابل · متناوب · متناوب کردن یا شدن · نوبتی کردن یا شدن · واره ای · واره ای کردن · وارگی · پستامند کردن · گاه ایست کردن یا شدن · گاهوار کردن · گزیر · یک در میان کردن یا شدن · یک در میانی
  • (زبان شناسی) گونه · تناوبگر · متناوب
  • راهکار
  • انتخاب های جایگزین
  • (زیست شناسی) تناوب نسل ها · وارگی زادگان ها
اضافه کردن

ترجمه های "alternatively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه