ترجمه "amalgamation" به فارسی

ادغام, امتزاج, آمیخ بهترین ترجمه های "amalgamation" به فارسی هستند.

amalgamation noun دستور زبان

The process of amalgamating; a mixture, merger or consolidation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادغام

    noun

    What a reactionist you are, really! What about the amalgamation of classes? ' said Oblonsky.

    ابلانسکی گفت: واقعاً ، عجب مرتجعی هستی! عقیده ان راجع به ادغام طبقات چیست؟

  • امتزاج

    noun
  • آمیخ

  • ترجمه های کمتر

    • آمیزه
    • ائتلاف
    • اختلاط
    • آمیزش
    • آمیخته
    • (شیمی) ملغمه
    • (فلزشناسی) برون کشی فلز پربها از سنگ معدن
    • ادغام، اتحاد سازمانهای مختلف، پیوند گروهی
    • ملغمه سازی
    • ممزوج کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " amalgamation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "amalgamation" با ترجمه به فارسی

  • ادغام مزارع · ادغامها
  • (شیمی) ملغمه کردن یا شدن · ائتلاف کردن · ادغام کردن · در هم آمیختن · متحد کردن · مخلوط کردن · یکی کردن
  • (شیمی) ملغمه (آلیاژ جیوه با یک یا چند فلز) · آمیخ · آمیزه · اختلاط · مخلوط · ملغمه · ملقمه
  • آمیخ پذیر · آمیختنی · مخلوط شدنی · ملغمه شدنی
  • آمیزگر · ادغام گر · دستگاه برون کشی (استخراج) نقره و غیره از سنگ معدن (از طریق ملغمه سازی) · ملغمه کننده
  • ادغام مزارع · ادغامها
  • آمالگام دندانی
اضافه کردن

ترجمه های "amalgamation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه