ترجمه "ambition" به فارسی
اشتیاق, آرزو, خواهش بهترین ترجمه های "ambition" به فارسی هستند.
ambition
verb
noun
دستور زبان
An eager or inordinate desire for some object that confers distinction, as preferment, honor, superiority, political power, or literary fame; desire to distinguish one's self from other people. [..]
-
اشتیاق
nounpersonal quality [..]
His ambition was patent.
اشتیاق او برای انجام کارهای بزرگ نمونه بود؛
-
آرزو
noun properobject of desire [..]
Jo's ambition was to do something very splendid.
تمام آرزو و جاهطلبی جو عبارت از این بود که روزی کار خیلی باشکوهی انجام دهد.
-
خواهش
noundesire [..]
-
ترجمه های کمتر
- جاه طلبی
- بلندپروازی
- بژهانی
- فرازجویی
- ارزو
- بلندهمتی
- غبطه
- غیرت
- (نادر) کوشیدن
- بلند همتی
- سخت طالب بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ambition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ambition" با ترجمه به فارسی
-
برد · حدود · حوزه · دورتادور · قلمرو · محوطه · محیط · نوسان نما · پیرامرز · پیرامون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن