ترجمه "ambit" به فارسی
حدود, دورتادور, پیرامرز بهترین ترجمه های "ambit" به فارسی هستند.
ambit
noun
دستور زبان
The sphere or area of control and influence of something. [..]
-
حدود
noun -
دورتادور
-
پیرامرز
-
ترجمه های کمتر
- حوزه
- قلمرو
- محوطه
- پیرامون
- محیط
- برد
- نوسان نما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ambit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ambit" با ترجمه به فارسی
-
(نادر) کوشیدن · آرزو · ارزو · اشتیاق · بلند همتی · بلندهمتی · بلندپروازی · بژهانی · جاه طلبی · خواهش · سخت طالب بودن · غبطه · غیرت · فرازجویی
-
(نادر) کوشیدن · آرزو · ارزو · اشتیاق · بلند همتی · بلندهمتی · بلندپروازی · بژهانی · جاه طلبی · خواهش · سخت طالب بودن · غبطه · غیرت · فرازجویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن