ترجمه "Ambiguity" به فارسی
ابهام, گنگی, ابهام بهترین ترجمه های "Ambiguity" به فارسی هستند.
Ambiguity
-
ابهام
nounBasically you believe in complexity, but not in ambiguity.
اصولا شما به پیچیدگی باور دارید، اما به ابهام نه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ambiguity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ambiguity
noun
دستور زبان
(countable) Something liable to more than one interpretation, explanation or meaning, if that meaning etc cannot be determined from its context. [..]
-
گنگی
something liable to more than one interpretation
-
ابهام
nounBasically you believe in complexity, but not in ambiguity.
اصولا شما به پیچیدگی باور دارید، اما به ابهام نه.
-
تضاد
-
ترجمه های کمتر
- دوپهلویی
- ناهمخوانی
- تناقض
- (جمع) واژه یا سخن مبهم
- بازی با واژگان
- بیهنجاری، بینظمی، ابهام
- چیزهای مبهم
عباراتی شبیه به "Ambiguity" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) ابهام موجود در متن سند یا قرارداد و غیره
-
(حقوق) ابهام نهفته (ابهام نا آشکاری که در متن وجود دارد و با ارائه ی ادله و شواهد آشکار می شود)
-
با ابهام · باایهام · بطورمبهم · بطورمشکوک یاناروشن · به طور مبهم
-
(جانورشناسی - گیاه شناسی - قابل رده بندی در دو یا چند نوع یا طبقه) نامشخص · (کلام) دوپهلو · دارای ابهام · دارای دو یا چند معنی · دو پهلو · مبهم · چند رده · چندپهلو · گنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن