ترجمه "ambulance" به فارسی

آمبولانس, امبولانس, سنالوبمآ بهترین ترجمه های "ambulance" به فارسی هستند.

ambulance noun دستور زبان

An emergency vehicle that transports sick or injured people to a hospital. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمبولانس

    noun

    emergency vehicle [..]

    It is one of the triumphs of civilisation, as the light high bell of the ambulance sounded.

    زنگ تیز و سبک آمبولانس به گوش میرسید، این هم بکی از فتوحات تمدن.

  • امبولانس

    noun

    There's an ambulance waiting, although no one quite knows how you managed it.

    يه امبولانس منتظره ، گرچه کسي نميدونه که چطور اين کارو کرديد.

  • سنالوبمآ

  • ترجمه های کمتر

    • (در اصل) بیمارستان سیار
    • بیمار بر
    • بیمارستان سیار
    • وسیله ی نقلیه ی بیماران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ambulance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ambulance"

عباراتی شبیه به "ambulance" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - عامیانه - وکیلی که برای جلب مشتری مجروحان حوادث رانندگی را تشویق به اقامه ی دعوی می کند) وکیل طماع
  • حرکت · گردش
  • رهرو · سیار · گردنده
  • راه رفتن · رهروی کردن · سیار بودن · پرسه زدن
  • آمبولانس خبر کن
اضافه کردن

ترجمه های "ambulance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه