ترجمه "ambulation" به فارسی
گردش, حرکت بهترین ترجمه های "ambulation" به فارسی هستند.
ambulation
noun
دستور زبان
walking around [..]
-
گردش
noun -
حرکت
noun interjection
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ambulation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ambulation" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه - وکیلی که برای جلب مشتری مجروحان حوادث رانندگی را تشویق به اقامه ی دعوی می کند) وکیل طماع
-
(در اصل) بیمارستان سیار · آمبولانس · امبولانس · بیمار بر · بیمارستان سیار · سنالوبمآ · وسیله ی نقلیه ی بیماران
-
رهرو · سیار · گردنده
-
راه رفتن · رهروی کردن · سیار بودن · پرسه زدن
-
آمبولانس خبر کن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن