ترجمه "amused" به فارسی

خوشحال, تفریح کرد, سرگرم شد بهترین ترجمه های "amused" به فارسی هستند.

amused adjective verb دستور زبان

Past participle of amuse [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوشحال

    adjective

    But notwithstanding he was able to look at himself from the outside and smile with amusement.

    امّا با وجود همه این احوال میتوانست خود را از برون ببیند و خوشحال بخندد.

  • تفریح کرد

    Marius was enormously amused.

    ماریوس بیاندازه تفریح کرد.

  • سرگرم شد

    On the whole, Archer was amused by the smooth hypocrisies of his peers.

    در کل ، آرچر با دورويي هاي متملقانه ي اشراف سرگرم ميشد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " amused " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "amused" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) اغوا کردن · خنداندن · خوشمزگی کردن · سرگرم کردن · لودگی کردن · مشغول کردن · موجب تفریح شدن · گمراه کردن
  • (امریکا) مالیاتی که روی قیمت بلیط ورودی جاهای تفریحی (سینما و تئاتر و غیره) کشیده می شود
  • تفریح آور · خنده آور · سرگرم کننده · فرحبش · مسرت بخش · مفرح
  • سرگرم کننده · موجب تفریح
  • تفریح · سرگرمي · سرگرمی · شادی خوشحالی خوشی مسرت
  • شهر بازی · شهربازی · فانفار · لونا پارک · پارک تفریحی
  • تفریح آور · خنده آور · سرگرم کننده · فرحبش · مسرت بخش · مفرح
  • تفریح آور · خنده آور · سرگرم کننده · فرحبش · مسرت بخش · مفرح
اضافه کردن

ترجمه های "amused" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه