ترجمه "analogous" به فارسی

همسان, مشابه, متناظر بهترین ترجمه های "analogous" به فارسی هستند.

analogous adjective دستور زبان

Having analogy; corresponding to something else; bearing some resemblance or proportion;—often followed by "to". [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همسان

    And to go back to the analogy with nature,

    و با عطف به همسان سازی با طبیعت،

  • مشابه

    adjective

    And this raises an analogous question about brains.

    و این، سوالی مشابه را درباره مغز به وجود میآورد.

  • متناظر

  • ترجمه های کمتر

    • متشابه
    • خبرنگار
    • مخبر
    • مطابق
    • (زیست شناسی - مشابه از نظر عملکرد ولی غیرمشابه از نظر ساختمان یا اصل) هم ارز
    • طرف معامله
    • فراسنج پذیر
    • قابل قياس
    • قابل مقایسه
    • قیاس پذیر
    • همسنج پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " analogous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "analogous" با ترجمه به فارسی

  • برآورد مشابه
  • از راه فراسنجی (قیاس) استدلال وبیان کردن · تشبیه کردن · فراسنج کردن · قیاس کردن · مقایسه کردن · همسنجیدن
  • مبدل دیجیتال به آنالوگ
  • قیاس
  • (بین دو چیز که فقط از برخی جنبه ها شبیه یا قابل قیاس اند) شباهت نسبی · (زبان شناسی) قرینه سازی · (زیست شناسی) شباهت دو عضو از نظر عملکرد (در حالی که از نظر ساختمان و اصل متفاوت اند) · (منطق) قیاس · تشبیه · تطابق · تمثیل · سامانگرایی · شباهت · فراسنجی · قیاس · قیاس تشبیهی · مانند، شبیه، قیاس · مقایسه · هم ارزی · همانندی · همسانی · همسنجی
  • سیگنال پیوسته
  • مبدل سیگنالهای آنالوگ به دیجیتال
  • رایانه قیاسی
اضافه کردن

ترجمه های "analogous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه