ترجمه "analogy" به فارسی

تمثیل, قیاس, مقایسه بهترین ترجمه های "analogy" به فارسی هستند.

analogy noun دستور زبان

A relationship of resemblance or equivalence between two situations, people, or objects, especially when used as a basis for explanation or extrapolation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمثیل

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

  • قیاس

    noun

    Well, I like to think about this using an analogy.

    خب، دوست دارم درباره استفاده کردن از این قیاس فکر کنم.

  • مقایسه

    And we came up with this analogy, and it seemed to work.

    و ما این مقایسه را درست کردیم که به نظر میومد منظور رو میرسونه.

  • ترجمه های کمتر

    • تشبیه
    • شباهت
    • سامانگرایی
    • فراسنجی
    • همسانی
    • همسنجی
    • همانندی
    • تطابق
    • (بین دو چیز که فقط از برخی جنبه ها شبیه یا قابل قیاس اند) شباهت نسبی
    • (زبان شناسی) قرینه سازی
    • (زیست شناسی) شباهت دو عضو از نظر عملکرد (در حالی که از نظر ساختمان و اصل متفاوت اند)
    • (منطق) قیاس
    • قیاس تشبیهی
    • مانند، شبیه، قیاس
    • هم ارزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " analogy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "analogy" با ترجمه به فارسی

  • برآورد مشابه
  • (زیست شناسی - مشابه از نظر عملکرد ولی غیرمشابه از نظر ساختمان یا اصل) هم ارز · خبرنگار · طرف معامله · فراسنج پذیر · قابل قياس · قابل مقایسه · قیاس پذیر · متشابه · متناظر · مخبر · مشابه · مطابق · همسان · همسنج پذیر
  • از راه فراسنجی (قیاس) استدلال وبیان کردن · تشبیه کردن · فراسنج کردن · قیاس کردن · مقایسه کردن · همسنجیدن
  • مبدل دیجیتال به آنالوگ
  • قیاس
  • سیگنال پیوسته
  • مبدل سیگنالهای آنالوگ به دیجیتال
  • رایانه قیاسی
اضافه کردن

ترجمه های "analogy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه