ترجمه "analyst" به فارسی

تحلیلگر, گزارشگر, تحلیل گر بهترین ترجمه های "analyst" به فارسی هستند.

analyst noun دستور زبان

someone who analyzes [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحلیلگر

    noun

    person who analyzes [..]

    Oh, you are a better analyst than I thought.

    از اونی که فکر میکردم تحلیلگر بهتری هستی

  • گزارشگر

    person who analyses [..]

  • تحلیل گر

    So I'm a humor analyst, you would say.

    شاید بگویید، حتماً من یک تحلیل گر طنز هستم.

  • ترجمه های کمتر

    • روانکاو
    • فراکافتگر
    • فروگشا
    • واکافتگر
    • واکاوشگر
    • مفسر
    • (روان شناسی) روانکاو
    • تجزیه و تحلیل کننده
    • تحلیل گر سیستم ها
    • فراکافتگر هنداد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " analyst " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Analyst
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحلیلگر

    noun

    Oh, you are a better analyst than I thought.

    از اونی که فکر میکردم تحلیلگر بهتری هستی

عباراتی شبیه به "analyst" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "analyst" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه