ترجمه "analytic" به فارسی

تحلیلی, واکافتی, فراکافتی بهترین ترجمه های "analytic" به فارسی هستند.

analytic adjective دستور زبان

of, or relating to any form of analysis, or to analytics [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحلیلی

    adjective

    and have access to the same analytics you might

    و قابلیت دستیابی به همان آمارهای تحلیلی را دارند

  • واکافتی

    واکافتی

  • فراکافتی

  • ترجمه های کمتر

    • تابعی
    • تلویحی
    • (زبان شناسی) کاربرد واژه های غیرقابل تصریف (به جای واژه های تصریف پذیر) برای نشان دادن روابط نحوی
    • (منطق) تلویحا صحیح (هر اظهار یا عبارت که صحت آن توسط اجزای خود آن اثبات می شود و نیازی به اقامه ی ادله ندارد - مقایسه شود با:synthetic)
    • تحلیل گر
    • ماهر در به کار بردن تجزیه و تحلیل
    • وابسته به تجزیه و تحلیل یا قیاس و تحلیل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " analytic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "analytic" با ترجمه به فارسی

  • (با فعل مفرد) بخشی از منطق که با تجزیه و تحلیل و قیاس سر و کار دارد · منطق فراکافتی
  • تجزيه شيميايي · تعيين مواد شيميايي · تکنیک های واکافتی · روشهای تجزیهای · فنون تجزيهاي · فنون واکافتی
  • روشهای تحلیلی
  • آنالیت
  • تابع تحلیلی
  • فلسفه تحلیلی · فلسفه واکافتی · فلسفه ی تحلیلی · فلسفه ی فراکافتی (analytical philosophy هم می گویند)
  • مطالعه تحلیلی
  • تجزیه کمی · فنون تجزيه كمي
اضافه کردن

ترجمه های "analytic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه