ترجمه "ancientness" به فارسی

دیرنیگی, قدمت, کهنگی بهترین ترجمه های "ancientness" به فارسی هستند.

ancientness noun دستور زبان

The state or quality of being ancient. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیرنیگی

  • قدمت

    I'm ancient as the earth.

    من قدمتم به قدمت زمين ميرسه.

  • کهنگی

  • ترجمه های کمتر

    • روزگار باستان
    • عهد عتیق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ancientness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ancientness" با ترجمه به فارسی

  • روم باستان
  • يونانی قديم
  • فضانوردان باستان
  • (در جمع) هنرمندان و نویسندگان یونان و روم باستان · (قدیمی) پیر و موقر · آدم پیر · از مد افتاده · باستان · باستانی · باستانیان · به سبک کهن · بیرق · دنیا دیده · دیرین · دیرینه · ریش سفید · سالخورده · سالمند · عاقل و پیر · عتیق · قدیم · قدیمی · وابسته به پیش از انقراض امپراطوری روم شرقی در 674 میلادی · پرچم · پرچمدار · پیر · پیشین · کسی که در زمان های کهن می زیسته · کلانسال · کهن · کهنسال · کهنه
  • مردمان باستانی پوئبلو
  • فرهنگ رُم باستان
  • در زمان های کهن · در عهد باستان
  • (انجیل) خداوند · داور آسمانی
اضافه کردن

ترجمه های "ancientness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه