ترجمه "angled" به فارسی

در گوشه قرار گرفته, زاویه دار, نبشی بهترین ترجمه های "angled" به فارسی هستند.

angled adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of angle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در گوشه قرار گرفته

  • زاویه دار

    I explore with my right foot, angling it downwards.

    کف پای راستم را به طرف پایین زاویه دار میکنم تا اوضاع را امتحان کنم.

  • نبشی

  • گوشه دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " angled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "angled" با ترجمه به فارسی

  • زاویه ی بحرانی · زاویه ی حد · گوشه ی سرگشتی
  • چوچه وال
  • (با قلاب) ماهی گرفتن · (برای به دست آوری چیزی) حیله زدن · (به نوشته یا نطق و غیره) جنبه ی ویژه ای دادن · (عامیانه) انگیزه · zâviye · تمهید · جهت · حقه · خم کردن یا شدن · خمش · زاويه · زاویه · زاویه دار شدن یا کردن · سوی · طرح ریختن · طرف · طلب کردن · قلاب ماهی گیری · ماهی گرفتن · کجی · کنج · گوشه
  • مرحله
  • مثلث قائمالزاویه
  • (هندسه) زاویه ی خارجی · گوشه ی برونی
  • زاویۀ حاده
  • زاویه ی غیر قائمه
اضافه کردن

ترجمه های "angled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه