ترجمه "angling" به فارسی
ماهیگیری با قلاب, ماهیگیری, ماهیگیری با طعمه بهترین ترجمه های "angling" به فارسی هستند.
angling
noun
verb
دستور زبان
(fishing) Present participle of angle. [..]
-
ماهیگیری با قلاب
fishery related term [..]
-
ماهیگیری
nounOn the narrow Augesd Dam where for so many years the old miller had been accustomed to sit in his tasseled cap peacefully angling
روی سد باریک اوگست که سالها آسیابان پیر آرام و آسوده با شب کلاه، قلاب ماهیگیری را به دست میگرفت
-
ماهیگیری با طعمه
-
ترجمه های کمتر
- ماهیگیری با قلاب و ریسمان
- ماهیگیری با نی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " angling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "angling"
عباراتی شبیه به "angling" با ترجمه به فارسی
-
زاویه ی بحرانی · زاویه ی حد · گوشه ی سرگشتی
-
چوچه وال
-
(با قلاب) ماهی گرفتن · (برای به دست آوری چیزی) حیله زدن · (به نوشته یا نطق و غیره) جنبه ی ویژه ای دادن · (عامیانه) انگیزه · zâviye · تمهید · جهت · حقه · خم کردن یا شدن · خمش · زاويه · زاویه · زاویه دار شدن یا کردن · سوی · طرح ریختن · طرف · طلب کردن · قلاب ماهی گیری · ماهی گرفتن · کجی · کنج · گوشه
-
مرحله
-
مثلث قائمالزاویه
-
(هندسه) زاویه ی خارجی · گوشه ی برونی
-
زاویۀ حاده
-
زاویه ی غیر قائمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن