ترجمه "animator" به فارسی

انیماتور, پویانما, جان دهنده بهترین ترجمه های "animator" به فارسی هستند.

animator noun دستور زبان

One who animates something; one who brings something to life or the appearance of life. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انیماتور

    one who creates an animation

    And then animators can take the data of the motion of those markers

    و بعد انیماتور ها میتونند اطلاعات حرکت اون علامت ها رو

  • پویانما

    person who makes animated films

  • جان دهنده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • روح بخش
    • جانبخش
    • روحبخش
    • پویاگر
    • الهام بخش
    • ذی حیات ساز
    • رونق دهنده
    • هنرمندی که کارتون (مضحک قلمی) ترسیم می کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " animator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "animator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "animator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه