ترجمه "animated" به فارسی
سرزنده, زنده, زنده نما بهترین ترجمه های "animated" به فارسی هستند.
animated
adjective
verb
دستور زبان
Endowed with life; full of life or spirit; indicating animation; lively; vigorous. Typically used in an animated discussion. [..]
-
سرزنده
adjectivesome kisses would owe anim� her
بعضي از بوسهها ميتونه اونو سرزنده کنه
-
زنده
adjectiveNatasha was less animated than she had been the day before.
ناتاشا چون روزهای پیش شاداب و سر زنده نبود.
-
زنده نما
-
ترجمه های کمتر
- سرحال
- پرحرارت و اشتیاق
- کارتون (مانند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " animated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "animated" با ترجمه به فارسی
-
سوماتوتروپين گاوي · سوماتوتروپین · هورمون رشد جانوري
-
بافتشناسي جانوري · بافتهای جانوری
-
محصولات خوراكي جانوري · محصولات زراعی دامخوراک · محصولات علوفهاي · گياهان چراگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن