ترجمه "animate" به فارسی

جاندار, جان بخشیدن, زنده کردن بهترین ترجمه های "animate" به فارسی هستند.

animate adjective verb دستور زبان

That which lives. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاندار

    adjective

    There was such an interest, such an animation, such a spirit diffused.

    چقدر علاقه داشتیم، چقدر همه چیز زنـده و جاندار بـود، چـه روحیه و نشاطی!

  • جان بخشیدن

  • زنده کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • زنده
    • سرحال
    • سرزنده
    • انگیختن
    • شنگول
    • حساس
    • از سر گرفتن
    • الهام بخشیدن
    • با ادراک
    • به حرکت درآوردن
    • به صورت کارتون (مضحک قلمی) درآوردن
    • جان دادن
    • جان نو دمیدن در
    • جاندار کردن
    • درک کننده
    • دستخوش احساسات
    • ذی حیات
    • ذی روح
    • زنده دل
    • سرحال آوردن
    • سرزنده کردن
    • متحرک سازی
    • متحرک کردن
    • چالاک شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " animate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "animate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "animate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه