ترجمه "annihilated" به فارسی

باطل شده, معدوم شده, نابود شده بهترین ترجمه های "annihilated" به فارسی هستند.

annihilated adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of annihilate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باطل شده

  • معدوم شده

  • نابود شده

    She was weeping that her dream of her position being made clear and definite had been annihilated forever.

    میگریست، زیرا رؤیایش برای روشن کردن تعیین وضع خود برای همیشه نابود شده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " annihilated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "annihilated" با ترجمه به فارسی

  • از بین بردن · بی اثر کردن · خاموش کردن · خراب كردن · خنثی نمودن · خنثی کردن · شکست دادن · منهدم کردن · منهزم کردن · نابود کردن · کشتن
  • ضد تقلیلی
  • اعدام · فنا · نابودسازی · نابودی · نیست کردن · نیستی
  • امحاء، افناء، از میان برداشتن
  • (به ویژه در عرفان) نفس کشی (برای یگانگی با حق) · انتحار · خودکشی
  • از بین برنده · نابود کننده
  • انهدام پذیر · نابود شدنی
اضافه کردن

ترجمه های "annihilated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه