ترجمه "annihilation" به فارسی
فنا, نابودی, نیستی بهترین ترجمه های "annihilation" به فارسی هستند.
The act of reducing to nothing, or nonexistence; or the act of destroying the form or combination of parts under which a thing exists, so that the name can no longer be applied to it; as, the annihilation of a corporation. [..]
-
فنا
nounOnly in his own consciousness, which in any case must soon be annihilated.
تنها در ضمیر خودآگاه او که به هر تقدیر میبایست به زودی فنا شود.
-
نابودی
nounCould annihilation occur to matter, this were the thing to do it.
اگر ممکن بود ماده دچار نابودی گردد راه اجرای آن همین بود.
-
نیستی
The closest life on Earth has ever come to annihilation.
بیشترین تعداد موجوداتی که در طول تاریخ به سمت نیستی رفتند ( هم گیاهان و هم جانوران )
-
ترجمه های کمتر
- نابودسازی
- اعدام
- نیست کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " annihilation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "annihilation" با ترجمه به فارسی
-
از بین بردن · بی اثر کردن · خاموش کردن · خراب كردن · خنثی نمودن · خنثی کردن · شکست دادن · منهدم کردن · منهزم کردن · نابود کردن · کشتن
-
ضد تقلیلی
-
امحاء، افناء، از میان برداشتن
-
(به ویژه در عرفان) نفس کشی (برای یگانگی با حق) · انتحار · خودکشی
-
از بین برنده · نابود کننده
-
باطل شده · معدوم شده · نابود شده
-
انهدام پذیر · نابود شدنی