ترجمه "annually" به فارسی
سالانه, سالیانه بهترین ترجمه های "annually" به فارسی هستند.
annually
adverb
دستور زبان
Once every year without fail, yearly [..]
-
سالانه
adjectiveonce every year [..]
All proceeds benefit the annual founder's day celebration.
سود عايد از اين فروش ، براي جشن سالانه انجمن مؤسسان ، استفاده ميشه.
-
سالیانه
adverbDungloe has an annual rainfall of between one and three hundred inches.
میزان بارندگی در دانگلو سالیانه یک تا سیصد اینچ است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " annually " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "annually" با ترجمه به فارسی
-
نرخ بازده سالانه سرمایه گذاری
-
هنایلاس یاهدمآرد شرازگ
-
سالانه
-
هزینه یابی صرفارزشافزوده سالانه
-
حسابرسی سالانه
-
گياهان يكساله · یکسالهها · یکسالهها (گیاهان)
-
گیاه یک ساله
-
روش پرداخت اقساط مساوی سالانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن