ترجمه "annuity" به فارسی

مستمری, سالواره, سالپرداخت بهترین ترجمه های "annuity" به فارسی هستند.

annuity noun دستور زبان

A right to receive amounts of money regularly over a certain fixed period, in perpetuity, or, especially, over the remaining life or lives of one or more beneficiaries. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستمری

    'David had bought an annuity for himself with his money, I know,' said she, by and by.

    پس از مدتی گفت: دیوید با سرمایهاش درآمد مرتب و مستمری هم دست و پا کرد؟

  • سالواره

    series of payments made at equal intervals

  • سالپرداخت

  • ترجمه های کمتر

    • (اقتصاد) سرمایه گذاری (مثلا در سهام شرکت ها) که در مواقع معین (مثلا شش ماه یک بار) سود یا بهره می دهد
    • مبلغ سالیانه
    • مقرری سالیانه
    • هنايلاس یررقم
    • پرداخت تقسیطی، سالواره مستمری مقرری
    • پرداختی که زمان های معین (به ویژه سالی یک بار) انجام می شود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " annuity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "annuity" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "annuity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه