ترجمه "another" به فارسی
دیگر, دیگَر, متفاوت بهترین ترجمه های "another" به فارسی هستند.
another
pronoun
دستور زبان
One more, in addition to a former number; a second or additional one, similar in likeness or in effect. [..]
-
دیگر
adverbThe best weapon against an enemy is another enemy.
بهترین سلاح علیه یک دشمن، دشمن دیگر است.
-
دیگَر
-
متفاوت
But what I'm talking about is another level.
در مورد يه چيز كاملا متفاوت حرف ميزنم.
-
ترجمه های کمتر
- جدا
- ثانی
- همانند
- علی حده
- چیز دیگر
- یکی دیگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " another " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "another" با ترجمه به فارسی
-
همدیگر · یکدیگر
-
رگید سک هناخ رد
-
به دلایلی
-
پی هم
-
به هر طریقی · به هر قیمتی · به هر نحوی که شده · هر جور شده · هر طور شده
-
تجاوز تدریجی به کار حسابرس دیگر – ربودن مشتریان یک حسابرس توسط حسابرس دیگر
-
چشم در چشم شدن
-
همدیگر · یکدیگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن