ترجمه "one another" به فارسی
همدیگر, یکدیگر بهترین ترجمه های "one another" به فارسی هستند.
one another
pronoun
(idiomatic, reciprocal pronoun) Used of a reciprocal relationship among a group of two or more people or things; compare each other. [..]
-
همدیگر
pronounWe often test one another with our personal idiosyncrasies.
ما اغلب همدیگر را با عادتهای شخصی خود آزمایش می کنیم.
-
یکدیگر
pronounThey would have known one another, loved one another.
در آن صورت هردو یکدیگر را میشناختند و یکدیگر را دوست میداشتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " one another " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "one another" با ترجمه به فارسی
-
به دلایلی
-
پی هم
-
به هر طریقی · به هر قیمتی · به هر نحوی که شده · هر جور شده · هر طور شده
-
تجاوز تدریجی به کار حسابرس دیگر – ربودن مشتریان یک حسابرس توسط حسابرس دیگر
-
چشم در چشم شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن