ترجمه "one" به فارسی

یک, واحد, یِک بهترین ترجمه های "one" به فارسی هستند.

one adjective pronoun verb noun numeral دستور زبان

(mathematics) The neutral element with respect to multiplication in a ring. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یک

    Cardinal number noun

    cardinal number 1

    Women can keep a secret when they don't know it is one.

    خانمها میتوانند هر رازی را نگه دارند، به شرطی که ندانند یک راز است.

  • واحد

    adjective

    We should keep the units on standby, but not deploy them.

    واحد ها رو بايد آماده باش نگه داريم, نه اينکه ازشون استفاده کنيم.

  • یِک

    cardinal number 1

  • ترجمه های کمتر

    • شخص
    • يک
    • یکی
    • کس
    • یگانه
    • یکتا
    • yek
    • کسی
    • یه،
    • تنها
    • آدم
    • فرد
    • تک
    • انسان
    • ادم
    • متحد
    • متفقا
    • متحدا
    • يِک
    • (با: another یا the other) نوع یا گونه ای از چیزی
    • (در اشاره به چیزی یا کسی که قبلا ذکر شده است)
    • (عامیانه - امریکا) اسکناس یک دلاری
    • (معمولا با: the) یگانه
    • - ی
    • با هم
    • به جای A برای تاکید بیشتر
    • بی رقیب
    • دارای اکسیژن [lactone]
    • دارای کتون [ketone ]acetone
    • هم بسته
    • پسوند: (شیمی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " one " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

One noun

In the philosophy of Plotinus, the supreme, totally transcendent "One", containing no division, multiplicity or distinction; beyond all categories of being and non-being.

+ اضافه کردن

"One" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای One در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "one"

عباراتی شبیه به "one" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "one" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه