ترجمه "antagonist" به فارسی

دشمن, مخالف, حریف بهترین ترجمه های "antagonist" به فارسی هستند.

antagonist noun دستور زبان

An opponent or enemy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشمن

    noun

    one who antagonizes

    And again she felt alone in the presence of her old antagonist, life.

    و بار دیگر در برابر دشمن قدیمیاش زندگی، احساس تنهایی کرد.

  • مخالف

    noun

    one who antagonizes

    You will find me a formidable antagonist on that point.

    من در این مورد کاملاً مخالف شما هستم.

  • حریف

    noun

    opponent

    The antagonists stood forty paces apart at the farther edge of the clearing.

    هر دو حریف کنار میدان در چهل قدمی یکدیگر ایستاده بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • رقیب
    • هماورد
    • خصم
    • ضدقهرمان
    • ضد
    • پادستیز
    • پادکوش
    • متضاد
    • مبارز
    • (دارو و غیره) دارای اثر متقابل
    • خنثی کننده
    • هم ستیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antagonist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "antagonist" با ترجمه به فارسی

  • آفتکشهای میکربی · آنتاگونيستهاي باكتريايي · آنتاگونيستهاي قارچي · قارچهاي آنتاگونيستي · ميكروارگانيسمهاي آنتاگونيستي
  • آفتکشهای میکربی · آنتاگونيستهاي باكتريايي · آنتاگونيستهاي قارچي · قارچهاي آنتاگونيستي · ميكروارگانيسمهاي آنتاگونيستي
  • آفتکشهای میکربی · آنتاگونيستهاي باكتريايي · آنتاگونيستهاي قارچي · قارچهاي آنتاگونيستي · ميكروارگانيسمهاي آنتاگونيستي
  • آنتاگونيستهاي نارکوتیک · سمزداها · پادزهرها
  • آنتاگونيستهاي فوليك اسيد · آنتاگونيستهاي ويتامين · ضد ویتامینها · متوتركسات
  • آنتاگونیستهای هورمون
  • آنتاگونيستها (متابوليك)
  • آنتیهیستامین
اضافه کردن

ترجمه های "antagonist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه