ترجمه "antagonistic" به فارسی

مخالف, متخاصم, ضد بهترین ترجمه های "antagonistic" به فارسی هستند.

antagonistic adjective دستور زبان

Contending or acting against; as, antagonistic forces. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخالف

    noun adjective

    You will find me a formidable antagonist on that point.

    من در این مورد کاملاً مخالف شما هستم.

  • متخاصم

    as if two antagonistic influences were struggling in her

    که گویی دو نیروی متخاصم در او به نزاع پرداخته بودند

  • ضد

    Prefix adjective noun

    Gary, this is a vasopressin antagonist.

    گري ، اين ضد واساپوسين ، هستش

  • ترجمه های کمتر

    • معاند
    • پادستیز
    • خصم
    • دشمن
    • هم ستیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antagonistic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "antagonistic" با ترجمه به فارسی

  • آفتکشهای میکربی · آنتاگونيستهاي باكتريايي · آنتاگونيستهاي قارچي · قارچهاي آنتاگونيستي · ميكروارگانيسمهاي آنتاگونيستي
  • آفتکشهای میکربی · آنتاگونيستهاي باكتريايي · آنتاگونيستهاي قارچي · قارچهاي آنتاگونيستي · ميكروارگانيسمهاي آنتاگونيستي
  • آفتکشهای میکربی · آنتاگونيستهاي باكتريايي · آنتاگونيستهاي قارچي · قارچهاي آنتاگونيستي · ميكروارگانيسمهاي آنتاگونيستي
  • آنتاگونيستهاي نارکوتیک · سمزداها · پادزهرها
  • آنتاگونيستهاي فوليك اسيد · آنتاگونيستهاي ويتامين · ضد ویتامینها · متوتركسات
  • آنتاگونیستهای هورمون
  • آنتاگونيستها (متابوليك)
  • آنتیهیستامین
اضافه کردن

ترجمه های "antagonistic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه