ترجمه "anticipative" به فارسی

درانتظار, پرانتظار, پیشدستانه بهترین ترجمه های "anticipative" به فارسی هستند.

anticipative adjective دستور زبان

Of or pertaining to anticipation; inclined to anticipate; expectant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درانتظار

    adjective
  • پرانتظار

  • پیشدستانه

  • ترجمه های کمتر

    • پیشگرا
    • منتظر
    • پیش بینانه
    • پیش نگرانه
    • چشم براه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anticipative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "anticipative" با ترجمه به فارسی

  • درانتظار · منتظر · پیش بینی کننده · چشم براه
  • (قبل از موعد) مورد استفاده قرار دادن · (قبل از موعد) پرداختن · (موعد چیزی را) پیش انداختن · (پیش از وقت درباره ی چیزی) حرف زدن یا اقدام کردن · از پیش دانستن · انتظار داشتن · بیمار بودن · تسریع کردن · تقدم داشتن بر · جلو بودن · درجستجو بودن · قول دادن · نگران بودن · پيش بيني كردن · پیش بینی کردن · پیش خور کردن · پیش نگرش · پیش نگری · پیش گویی کردن · پیشدستی کردن · پیشگرایی · پیشگیری کردن · چشمداشت
  • پیش بینی
  • نتایج پیش بینی شده
  • (حقوق - اقتصاد) پرداخت یا برداشت پیش از موعد · (موسیقی)نواختن نت قبل از ((آکورد)) آن · آینده نگری · احتمال · امید · انتظار · بارداری · توقع · غیب بینی · مبادرت · وقوع پیش از زمان مقرر · پیش بینی · پیش دانی · پیش نگری · پیشبروزی · پیشدستی · پیشگیری · چشم به راهی
  • چشم براه، چشم در راه
  • درآمد تخمینی
  • منتظرر · پیش بینی کننده
اضافه کردن

ترجمه های "anticipative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه