ترجمه "anticlimax" به فارسی

نزول, نومیدی, یاس بهترین ترجمه های "anticlimax" به فارسی هستند.

anticlimax noun دستور زبان

A break in the final crescendo or climax of a narrative, producing a disappointing end. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نزول

  • نومیدی

  • یاس

    noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • افت
    • سقوط
    • تغییر موضع
    • تغییر وضع
    • پاد اوج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anticlimax " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "anticlimax" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه