ترجمه "antiquities" به فارسی
آثار باستانی ترجمه "antiquities" به فارسی است.
antiquities
noun
Plural form of antiquity. [..]
-
آثار باستانی
historical objects and artefacts
The antiques of the Vatican were frankly repulsive to him.
آثار باستانی واتیکان آشکارا او را به خصومت وامیداشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " antiquities " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "antiquities" با ترجمه به فارسی
-
عصر باستان
-
از مد انداختن · عتیقه نما کردن · قدیمی مآب کردن · مهجور کردن · کهنه نما کردن · کهنه و قدیمی کردن
-
(در جمع - رفتار و رسوم) باستانی · (درجمع) آثار عهد عتیق (بناها و آثار هنری و غیره) · باستانیان · تاریخ باستان (به ویژه پیش از قرون وسطی) · روزگار باستان · عتیقه بودن · عهد عتیق · قدمت · قدیمی ها · مردمان عهد عتیق · پیشینیان · کهنسالی · کهنگی
-
از مد افتاده · امل · سالخورده · قدیمی مآب · مال عهد دقیانوس · مهجور · چیزی که دیگر به درد نمی خورد · کهن · کهنه
-
(مبل و ظروف نقره و غیره) از صد سال کهنه تر · آنتیک · اثر قدیمی · از مد افتاده · باستانی · به سبک عتیقه های دوران باستان · بی رواج · دنبال عتیقه گشتن · دیروزین · سالخورده · سبک کلاسیک · عتیقه · عتیقه نما کردن · قدیمی مآب · وابسته به عتیقه و عتیقه شناسی · کهن · کهنه مسلک · کهنه نما کردن
-
(در تزیینات داخلی) مرمر سبز (و رگه دار) · رجوع شود به verdigris · سنگ سبز
-
(در جمع - رفتار و رسوم) باستانی · (درجمع) آثار عهد عتیق (بناها و آثار هنری و غیره) · باستانیان · تاریخ باستان (به ویژه پیش از قرون وسطی) · روزگار باستان · عتیقه بودن · عهد عتیق · قدمت · قدیمی ها · مردمان عهد عتیق · پیشینیان · کهنسالی · کهنگی
-
(مبل و ظروف نقره و غیره) از صد سال کهنه تر · آنتیک · اثر قدیمی · از مد افتاده · باستانی · به سبک عتیقه های دوران باستان · بی رواج · دنبال عتیقه گشتن · دیروزین · سالخورده · سبک کلاسیک · عتیقه · عتیقه نما کردن · قدیمی مآب · وابسته به عتیقه و عتیقه شناسی · کهن · کهنه مسلک · کهنه نما کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن