ترجمه "antisatellite" به فارسی

ضد سفینه, وابسته به جنگ افزارهای مخرب ماهواره ها (در جنگ های احتمالی فضایی), پاد ماهواره بهترین ترجمه های "antisatellite" به فارسی هستند.

antisatellite adjective دستور زبان

(military) Intended to destroy or incapacitate a satellite [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضد سفینه

  • وابسته به جنگ افزارهای مخرب ماهواره ها (در جنگ های احتمالی فضایی)

  • پاد ماهواره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antisatellite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "antisatellite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه