ترجمه "anxiety" به فارسی
اضطراب, نگرانی, تشویش بهترین ترجمه های "anxiety" به فارسی هستند.
anxiety
noun
دستور زبان
An unpleasant state of mental uneasiness or concern about some uncertain event. [..]
-
اضطراب
nounpathological condition [..]
He was repaid for his conscientious anxiety in the character of a spectator.
این تماشاچی از اضطراب منصفانه خود پاداشی گرفت.
-
نگرانی
nounconcern
Mit ka's face wore an expression of mingled guilt, content and anxiety.
میتکا سروروی گناهکاران داشت و در چهرهاش خرسندی و نگرانی باهم درآمیخته بود.
-
تشویش
nounShe tasted it without remorse, without anxiety, without trouble.
او بیسرزنش وجدان و بیترس و تشویش و ناراحتی، آن عشق را مزمزه میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- غم
- پروا
- دلواپسی
- دلهره
- اندوه
- دلشوره
- ارنگ
- تاسگی
- تلواسه
- سرآسیمگی
- آسیمه گی
- اشتیاق (توام با نگرانی)
- تاسه (احساس بیم و نگرانی شدید همراه با لرزه و عرق ریزی)
- مایه ی نگرانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anxiety " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anxiety" با ترجمه به فارسی
-
اضطراب مبهم
-
اختلال اضطراب فراگیر
-
اختلال اضطراب
-
اختلال اضطراب اجتماعی
-
اضطراب ها · دلواپسی ها · نگرانی ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن