ترجمه "anxious" به فارسی
نگران, مشتاق, مضطرب بهترین ترجمه های "anxious" به فارسی هستند.
anxious
adjective
دستور زبان
Full of anxiety or disquietude; greatly concerned or solicitous, especially respecting something future or unknown; being in painful suspense;—applied to persons; as, anxious for the issue of a battle. [..]
-
نگران
adjectiveShe was anxious about her job.
او نگران شغل خود بود.
-
مشتاق
adjectiveHe's so anxious to talk to you before he goes.
واقعا مشتاق که قبل از رفتنش با تو صحبت کنه.
-
مضطرب
I was suddenly on edge, the premonition making me anxious.
ناگهان روی لبهی پرتگاه بودم، این اخطار مرا مضطرب کرد یک بار دیگر به هدف زده بود.
-
ترجمه های کمتر
- دلواپس
- مایل
- قلق، آشفته، مضطرب، بیقرار، تشویش، دغدغه، وسواس، اضطراب
- مشوش
- خواهان
- آسیمگر
- تاسه
- تلواس
- سرآسیمه
- آسیمه
- تشویش انگیز
- دلواپس کننده
- نگران کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anxious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anxious" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - کلیسا) صندلی یا نیمکت نزدیک به میز خطابه ی کشیش (ویژه ی نادم ها و آمرزش طلبان است) · صندلی نادم ها (anxious bench هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن