ترجمه "apart" به فارسی
جدا, تنها, سوا بهترین ترجمه های "apart" به فارسی هستند.
apart
adverb
noun
adposition
دستور زبان
Separately, in regard to space or company; in a state of separation as to place; aside. [..]
-
جدا
adjectiveAnd some people have been trying to keep us apart.
و بعضي آدما داشتند تلاش مي کردند که ما رو جدا کنند.
-
تنها
adjectiveI do live in an apartment by myself.
من ، تنها ، توی یه آپارتمان زندگی میکنم.
-
سوا
10 min: We Are Set Apart to Do Jehovah’s Will.
۱۰ دقیقه: سوا شده برای انجام ارادهٔ یَهُوَه.
-
ترجمه های کمتر
- جنب
- به غیر از
- در فاصله ی کم
- در کنار
- گذشته از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apart " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "apart" با ترجمه به فارسی
-
آپارتمان
-
جز
-
آپارتمان کوچک بدون اتاق خواب · کارگاه · کارگاه هنری
-
به هم ریختن · مجزا کردن
-
ساختمان آپارتمان (apartment house هم می گویند) · ساختمان آپارتمانی
-
پنتهاوس (آپارتمان)
-
آپارتمان باغ دار · تعدادی آپارتمان کم ارتفاع که اطراف آن چمن و باغچه باشد
-
به هم ریختن · مجزا کردن · کالبدشکافی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن