ترجمه "apartment" به فارسی

آپارتمان, آپارتمانی, اطاق، حجره، خنه (خراسانی اطاق)، دکه، بیت بهترین ترجمه های "apartment" به فارسی هستند.

apartment noun دستور زبان

A complete domicile occupying only part of a building. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آپارتمان

    noun

    domicile occupying part of a building [..]

    She is looking for a large apartment.

    او به دنبال یک آپارتمان بزرگ است.

  • آپارتمانی

    Five trace back to apartments leased by women.

    پنج تاشون به آپارتمانی میرسن که به نام زنها ثبت شدن.

  • اطاق، حجره، خنه (خراسانی اطاق)، دکه، بیت

  • ترجمه های کمتر

    • خان، منزل، جا، مکان
    • کاشانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apartment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "apartment"

عباراتی شبیه به "apartment" با ترجمه به فارسی

  • به غیر از · تنها · جدا · جنب · در فاصله ی کم · در کنار · سوا · گذشته از
  • آپارتمان
  • جز
  • آپارتمان کوچک بدون اتاق خواب · کارگاه · کارگاه هنری
  • به هم ریختن · مجزا کردن
  • ساختمان آپارتمان (apartment house هم می گویند) · ساختمان آپارتمانی
  • پنتهاوس (آپارتمان)
  • آپارتمان باغ دار · تعدادی آپارتمان کم ارتفاع که اطراف آن چمن و باغچه باشد
اضافه کردن

ترجمه های "apartment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه