ترجمه "aperture" به فارسی
سوراخ, دهانه, روزنه بهترین ترجمه های "aperture" به فارسی هستند.
aperture
noun
دستور زبان
An opening; an open space; a gap, cleft, or chasm; a passage perforated; a hole; as, an aperture in a wall. [..]
-
سوراخ
nounAnd slipping through the aperture, he alighted in the court.
دارتینیان به چابکی و سهولت از سوراخ بیرون آمد
-
دهانه
noun -
روزنه
nounThe depressed glabella, the narrow nasal aperture, the chipped lateral incisor.
برآمدگي پيشوني ، روزنه هاي کوچيک بيني دندون پيشين فرعي لب پريده
-
ترجمه های کمتر
- دریچه
- دیافراگم
- گشودگی
- (در دوربین عکاسی و تلسکوپ و غیره) منفذ (که نور از آن عبور می کند)
- قطر این منفذ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aperture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "aperture"
عباراتی شبیه به "aperture" با ترجمه به فارسی
-
تداخلسنجی رادار دهانه ترکیبی
-
اس.آ.آر · رادار دریچهای ساختگی · رادار دهانه ترکیبی
-
تقدم دیافراگم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن