ترجمه "apex" به فارسی

سر, اوج, نوک بهترین ترجمه های "apex" به فارسی هستند.

apex noun دستور زبان

The highest point of something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سر

    noun
  • اوج

    noun

    Above these were the gutter and the red tiled roof sloping away toward the apex.

    در بالای اینها، آب روی شیروانی و سقف شیروانی سرخ رنگ بود که با شیب به سمت بالا به اوج بام میرسید.

  • نوک

    noun

    In that boat, the apex and base of the pyramid meet.

    ايتجا توي اين قايق ، مکان پايه و نوک نشست حرميه

  • ترجمه های کمتر

    • تارک
    • راس
    • فرازینگاه
    • قله
    • بحران
    • منتها
    • (از نظر علاقه یا هیجان یا کیفیت و غیره) بالاترین مرحله
    • باریک گاه
    • بالاترین نقطه
    • مرتفعترین نقطه
    • نقطه اوج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apex " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

APEX noun proper

Advanced purchase excursion (air fare). [..]

+ اضافه کردن

"APEX" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای APEX در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "apex"

عباراتی شبیه به "apex" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "apex" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه