ترجمه "apical" به فارسی

تارکی, (زبان شناسی) نوک زبانی, آوای نوک زبانی بهترین ترجمه های "apical" به فارسی هستند.

apical adjective noun دستور زبان

(botany) of a meristem: situated at the growing tip of the plant or its roots, in comparison with intercalary growth situated between zones of permanent tissue. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تارکی

  • (زبان شناسی) نوک زبانی

  • آوای نوک زبانی

  • ترجمه های کمتر

    • صدای ادا شده توسط نوک زبان
    • قله ای
    • وابسته به بالاترین نقطه
    • وابسته به راس زاویه
    • وابسته به نوک زبان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "apical" با ترجمه به فارسی

  • تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
  • بخشینههای تارکی · مریستمهای تارکی
  • جمع واژه ی : apex
اضافه کردن

ترجمه های "apical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه