ترجمه "apostate" به فارسی

مرتد, خائن, مرت بهترین ترجمه های "apostate" به فارسی هستند.

apostate adjective noun دستور زبان

Guilty of apostasy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرتد

    adjective noun

    The distinction between that faithful anointed remnant and the apostate clergy of Christendom became clear.

    تفاوت بین باقیماندهٔ مسحشدگان وفادار و روحانیان مرتد جهان مسیحیت مشخصتر شده بود.

  • خائن

    noun
  • مرت

    A person who renounces a religion or faith.

  • ترجمه های کمتر

    • از دین برگشته
    • برگشته از مرام و عقیده ی خود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apostate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "apostate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "apostate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه